رفتن به محتوا

محمود دولت آبادی، نویسنده ایرانی

محمود دولت آبادی، نویسنده ایرانی

محمود دولت‌آبادی از برجسته‌ترین نویسندگان معاصر ایران و یکی از مهم‌ترین چهره‌های داستان‌نویسی فارسی است. او بیشتر به دلیل رمان‌های اجتماعی و واقع‌گرایانه‌اش شناخته می‌شود؛ آثاری که در آن‌ها زندگی مردم عادی، به‌ویژه روستاییان و کشاورزان خراسان، با تمام سختی‌ها، رنج‌ها، امیدها و مبارزاتشان روایت می‌شود.

نام دولت‌آبادی بیش از همه با رمان ده‌جلدی کلیدر گره خورده است؛ اثری که آن را یکی از مهم‌ترین رمان‌های ادبیات معاصر ایران می‌دانند. با این حال، کارنامه ادبی او بسیار گسترده‌تر از کلیدر است و آثاری مانند جای خالی سلوچ، روزگار سپری‌شده مردم سالخورده، سلوک، زوال کلنل، طریق بسمل شدن و آوسنه بابا سبحان نیز در میان آثار شناخته‌شده او قرار دارند.

محمود دولت آبادی، نویسنده ایرانی

کودکی و آغاز زندگی ادبی

محمود دولت‌آبادی در ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در روستای دولت‌آباد سبزوار به دنیا آمد. کودکی او در محیط روستایی خراسان گذشت؛ محیطی که بعدها تأثیر عمیقی بر جهان داستانی او گذاشت.

پدرش، عبدالرسول، اگرچه تحصیلات رسمی زیادی نداشت، با ادبیات و متون دینی آشنا بود و دولت‌آبادی از طریق او با آثار شاعران کلاسیک فارسی، از جمله سعدی و حافظ، آشنا شد.

دولت‌آبادی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در روستا، به سبزوار رفت و مدتی به کارهای مختلف مشغول شد. سپس راهی مشهد شد و در آنجا با دنیای سینما و تئاتر آشنا شد؛ آشنایی‌ای که مسیر زندگی هنری او را تغییر داد.

در سال ۱۳۳۸ به تهران رفت و در تئاتر پارس مشغول به کار شد. او در دهه ۱۳۴۰ در کلاس‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و به‌عنوان بازیگر فعالیت خود را ادامه داد. در همین دوران، نوشتن داستان‌های کوتاه را نیز آغاز کرد.

نخستین داستان منتشرشده او «ته شب» بود که در بولتن تئاتر منتشر شد. دولت‌آبادی در نمایش‌هایی از نویسندگانی مانند برتولت برشت، بهرام بیضایی و اکبر رادی نیز بازی کرد.

نویسنده‌ای که از دل جامعه می‌نوشت

تجربه زندگی در روستا و سپس حضور در محیط‌های مختلف اجتماعی، باعث شد دولت‌آبادی شناخت عمیقی از زندگی مردم عادی پیدا کند.

بخش قابل‌توجهی از آثار او درباره انسان‌هایی است که در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی زندگی می‌کنند؛ روستاییانی که با فقر، بی‌عدالتی، خشکسالی، محرومیت و فشارهای اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

شخصیت‌های دولت‌آبادی معمولاً قهرمانانی دور از دسترس و افسانه‌ای نیستند. آن‌ها انسان‌هایی واقعی هستند که در شرایط سخت مجبور به انتخاب، مبارزه و تحمل رنج می‌شوند.

به همین دلیل، آثار او علاوه بر ارزش ادبی، تصویری از بخشی از تاریخ اجتماعی ایران نیز ارائه می‌کنند.

«کلیدر»؛ مهم‌ترین اثر محمود دولت‌آبادی

اگر بخواهیم تنها یک اثر را به‌عنوان شناخته‌شده‌ترین اثر دولت‌آبادی معرفی کنیم، بدون شک باید از کلیدر نام ببریم.

کلیدر رمانی ده‌جلدی است که نگارش آن حدود پانزده سال طول کشید. داستان در فضای روستایی خراسان می‌گذرد و زندگی شخصیت‌های مختلفی را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوران روایت می‌کند.

دولت‌آبادی در این اثر، تنها زندگی یک شخصیت یا یک خانواده را روایت نمی‌کند؛ بلکه مجموعه‌ای از انسان‌ها، خانواده‌ها و گروه‌های اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و تصویری گسترده از جامعه ارائه می‌کند.

یکی از ویژگی‌های مهم کلیدر، توصیف دقیق طبیعت، زندگی روستایی، روابط انسانی و شرایط اجتماعی خراسان است. شخصیت‌هایی مانند گل‌محمد نیز به بخشی ماندگار از ادبیات داستانی ایران تبدیل شده‌اند.

کلیدر را می‌توان نمونه‌ای برجسته از نگاه دولت‌آبادی به ادبیات اجتماعی دانست؛ ادبیاتی که در آن سرنوشت فرد با شرایط اجتماعی و تاریخی پیرامونش پیوند خورده است.

جای خالی سلوچ؛ روایت رنج و تنهایی

جای خالی سلوچ یکی دیگر از مهم‌ترین آثار محمود دولت‌آبادی است.

داستان با ناپدید شدن سلوچ آغاز می‌شود و زندگی خانواده او، به‌ویژه همسرش مرگان و فرزندانش، در مرکز روایت قرار می‌گیرد.

در این رمان، فقر، تنهایی، مسئولیت، فروپاشی خانواده و تلاش برای ادامه زندگی در شرایط دشوار به شکلی عمیق و انسانی روایت می‌شود.

دولت‌آبادی در این اثر نیز مانند بسیاری از آثار دیگرش، زندگی انسان‌هایی را به تصویر می‌کشد که در حاشیه جامعه قرار دارند اما با تمام توان برای ادامه زندگی تلاش می‌کنند.

شخصیت‌های دولت‌آبادی معمولاً قهرمانانی دور از دسترس و افسانه‌ای نیستند. آن‌ها انسان‌هایی واقعی هستند که در شرایط سخت مجبور به انتخاب، مبارزه و تحمل رنج می‌شوند.

آثار دیگر محمود دولت‌آبادی

کارنامه ادبی دولت‌آبادی بسیار گسترده است و علاوه بر رمان، شامل داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلم‌نامه، خاطرات و نوشته‌های غیرداستانی نیز می‌شود.

از مهم‌ترین آثار او می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • ته شب
  • سفر
  • آوسنه بابا سبحان
  • لایه‌های بیابانی
  • تنگنا
  • گاواربان
  • هجرت سلیمان
  • عقیل، عقیل
  • از خم چنبر
  • دیدار بلوچ
  • کلیدر
  • جای خالی سلوچ
  • آهوی بخت من گزل
  • کارنامه سپنج
  • روزگار سپری‌شده مردم سالخورده
  • سلوک
  • طریق بسمل شدن
  • زوال کلنل
  • نون نوشتن
  • میم و آن دیگران
  • بنی‌آدم
  • بیرون در
  • اسب‌ها، اسب‌ها از کنار یکدیگر

بسیاری از آثار او به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شده‌اند و از این طریق ادبیات معاصر ایران به مخاطبان بیشتری معرفی شده است.

دولت‌آبادی و تئاتر و سینما

دولت‌آبادی پیش از آنکه به‌عنوان یک نویسنده تمام‌وقت شناخته شود، تجربه گسترده‌ای در تئاتر داشت. همین تجربه باعث شد شناخت او از گفت‌وگو، شخصیت‌پردازی و رفتار انسان‌ها عمق بیشتری پیدا کند.

او با کارگردانان و هنرمندان شناخته‌شده‌ای مانند عباس جوانمرد، بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی همکاری داشته است.

برخی آثار او نیز بعدها مورد اقتباس سینمایی قرار گرفتند. فیلم خاک به کارگردانی مسعود کیمیایی بر اساس داستان «آوسنه بابا سبحان» ساخته شد.

همچنین فیلم زمستان است به کارگردانی رفیع پیتز بر اساس داستان «سفر» دولت‌آبادی ساخته شده است.

دولت‌آبادی درباره برخی اقتباس‌های سینمایی از آثار و نوشته‌هایش نیز اعتراض‌هایی داشته و معتقد بوده است که در بعضی موارد، آثار او بدون اجازه یا اشاره کافی به نام نویسنده مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

ویژگی‌های سبک نویسندگی دولت‌آبادی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار دولت‌آبادی، واقع‌گرایی است.

او تلاش می‌کند محیط، شخصیت‌ها، روابط اجتماعی و دشواری‌های زندگی را با جزئیات فراوان توصیف کند. فضای روستاهای خراسان، طبیعت، شیوه زندگی مردم، زبان گفت‌وگو و حتی جزئیات رفتار شخصیت‌ها در آثار او جایگاه ویژه‌ای دارند.

از دیگر ویژگی‌های نوشته‌های او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

توجه به زندگی مردم عادی:
قهرمانان بسیاری از داستان‌های دولت‌آبادی، مردم عادی و محروم جامعه هستند.

توصیف دقیق محیط:
طبیعت و جغرافیا در آثار او فقط پس‌زمینه داستان نیستند؛ بلکه بخشی از فضای زندگی شخصیت‌ها محسوب می‌شوند.

شخصیت‌پردازی عمیق:
شخصیت‌های داستان‌های او معمولاً دارای پیچیدگی‌های روحی و اجتماعی هستند و تصمیم‌هایشان تحت تأثیر شرایط زندگی قرار دارد.

زبان و فرهنگ مردم:
دولت‌آبادی از زبان و فرهنگ مردم خراسان به‌خوبی بهره می‌گیرد و همین موضوع به آثار او هویت ویژه‌ای می‌بخشد.

توجه به مسائل اجتماعی:
فقر، محرومیت، اختلاف طبقاتی، قدرت، آزادی، زندگی روستایی و سرنوشت انسان در جامعه از موضوعات تکرارشونده در آثار او هستند.

نگاه اجتماعی و سیاسی در آثار دولت‌آبادی

آثار دولت‌آبادی را نمی‌توان جدا از شرایط اجتماعی و سیاسی دوران او بررسی کرد.

بسیاری از پژوهشگران، نوشته‌های او را نمونه‌ای از ادبیات متعهد می‌دانند؛ ادبیاتی که تلاش می‌کند زندگی طبقات محروم و ستمدیده جامعه را به تصویر بکشد.

در بسیاری از داستان‌های او، شخصیت‌ها قربانی شرایط اجتماعی هستند و برای تغییر سرنوشت خود تلاش می‌کنند.

در کلیدر نیز مبارزه، فقر، اختلاف طبقاتی و شرایط سیاسی و اجتماعی نقش مهمی دارند. همین ویژگی باعث شده است که این رمان علاوه بر ارزش ادبی، از منظر اجتماعی و تاریخی نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.

تجربه زندان و سال‌های دشوار

دولت‌آبادی در دهه ۱۳۵۰ به زندان افتاد. پس از آزادی، نگارش کلیدر را آغاز کرد؛ کاری که سال‌ها به طول انجامید.

زندگی او در سال‌های پس از انقلاب نیز بدون چالش نبود. او با وجود فشارها و محدودیت‌های مختلف، در ایران ماند و به فعالیت ادبی خود ادامه داد.

دولت‌آبادی در سال ۱۳۷۹ در کنفرانس برلین نیز شرکت کرد و همچنان به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران به فعالیت خود ادامه داد.

افتخارات محمود دولت‌آبادی

دولت‌آبادی در طول فعالیت ادبی خود جوایز و افتخارات مختلفی دریافت کرده است.

از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جایزه ادبی یان میخالسکی سوئیس در سال ۲۰۱۳
  • نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه در سال ۲۰۱۴
  • جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت در سال ۲۰۱۲
  • جایزه ادبی واو
  • جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی در نخستین دوره جایزه ادبی یلدا
  • جایزه ادبیات بین‌المللی خانه فرهنگ‌های جهان برلین
  • لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی

رمان زوال کلنل نیز در خارج از ایران مورد توجه قرار گرفت و ترجمه انگلیسی آن نامزد برخی جوایز ادبی بین‌المللی شد.

خانه پدری محمود دولت‌آبادی

خانه پدری محمود دولت‌آبادی در روستای دولت‌آباد شهرستان سبزوار قرار دارد. این خانه که مربوط به دوره پهلوی است، در سال ۱۳۸۲ با شماره ۹۳۲۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

این بنا علاوه بر ارزش تاریخی، یادآور سال‌های کودکی نویسنده‌ای است که بعدها بخش بزرگی از ادبیات خود را از همان فضای روستایی و زندگی مردم منطقه الهام گرفت.

محمود دولت‌آبادی؛ صدایی ماندگار در ادبیات ایران

محمود دولت‌آبادی را نمی‌توان فقط نویسنده کلیدر دانست. او نویسنده انسان‌هایی است که در بسیاری از روایت‌های تاریخی و اجتماعی کمتر دیده شده‌اند؛ انسان‌هایی که با فقر، تنهایی، محرومیت، عشق، امید و دشواری‌های زندگی روبه‌رو هستند.

آثار او تصویری گسترده از بخشی از جامعه ایران ارائه می‌کنند و به همین دلیل، مطالعه آن‌ها تنها آشنایی با یک داستان نیست؛ بلکه فرصتی برای شناخت بخشی از فرهنگ، تاریخ و زندگی اجتماعی ایران است.

محمود دولت‌آبادی با قلم خود به زندگی انسان‌های معمولی اهمیت و ماندگاری ادبی بخشید و به یکی از صداهای تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران تبدیل شد.

کامو در بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ و در سن ۴۷ سالگی بر اثر سانحهٔ تصادف نزدیک سن، در شهر ویل‌بلویل درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود، ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. رانندهٔ اتومبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند.

هنگامی که کامو در حادثهٔ اتومبیل کشته شد، مشغول کار بر روی نسخهٔ اول رمان تازه‌ای به نام آدم اول بود. به دوستی نوشته بود: «همهٔ تعهداتم را برای سال ۱۹۶۰ لغو کرده‌ام. این سال، سال رمانم خواهد بود. وقت زیادی می‌برد؛ اما به پایانش خواهم برد» حادثهٔ اتومبیل زمانی پیش‌آمد که عازم پاریس بود تا کاری تازه (کارگردانی تئاتری تجربی) را آغاز کند.

آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.

پس از مرگ کامو، همسر و فرزندان دوقلوی او حق تکثیر آثارش در اختیار گرفتند و دو اثر از او را منتشر کردند. اولین آن‌ها کتاب مرگ خوش بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. شخصیت نخست این کتاب پاتریس مورسو نام دارد که بسیار شبیه مورسو، شخصیت نخست کتاب بیگانه است. در محافل ادبی مباحث بسیاری در مورد ارتباط این دو کتاب درگرفته‌است. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام آدم اول بود که سال ۱۹۹۵ منتشر شد. آدم اول یک خودزندگی‌نامه دربارهٔ دوران کودکی نویسنده در الجزایر است.

سابقهٔ ادبی

در طول جنگ کامو به یک گروه مقاومت فرانسوی به نام کمبت پیوست که یک روزنامهٔ زیرزمینی نیز با همین نام منتشر می‌کرد. آلبر کامو در این گروه با نام مستعار بوشار علیه نازیسم مبارزه می‌کرد. او در سال ۱۹۴۳ سردبیر نشریهٔ کمبت شد و در همین سال کامو و سارتر نخستین بار در آخرین تمرین نمایش مگس‌ها به کارگردانی سارتر همدیگر را ملاقات کردند.

هنگامی که در ۱۹۴۵ نیروهای متفقین پاریس را آزاد کردند کامو شاهد این اتفاق بود و آخرین صحنه‌های نبرد را گزارش می‌کرد. اندکی بعد از وقایع ۶ اوت ۱۹۴۵ کامو از معدود سردبیران فرانسوی بود که مخالفت و تنفر خود علیه بمباران اتمی هیروشیما توسط ایالات متحده را علنی ابراز می‌کرد. او در سال ۱۹۴۷ از سردبیری کمبا، که دیگر به نشریه‌ای تجاری تبدیل شده بود استعفاء داد.

بعد از جنگ کامو شروع به رفت‌وآمد در کافه فلور در بلوار سن-ژرمن پاریس کرد و هم‌نشین سارتر و دیگر روشنفکران فرانسوی بود. او همچنین برای مدتی به آمریکا سفر کرد و چند سخنرانی دربارهٔ تفکرات اندیشمندان فرانسوی انجام داد. اگرچه او تفکرات چپ گرایانه داشت اما انتقادات شدید او از دکترین کمونیسم هیچ دوستی برای او در حزب کمونیست باقی نگذاشت و به تیره شدن روابطش با سارتر انجامید.

در ۱۹۴۹ مجدداً بیماری سل کامو را زمین گیر کرد و او را دو سال به انزوا کشاند. به دنبال آن در ۱۹۵۱ کامو انسان طاغی را منتشر کرد که تحلیل فلسفی او بر شورش و انقلاب بود و در آن اثر کامو مخالفت خود با کمونیسم را آشکار ساخت و به ناراحتی دوستان و معاصران کامو منجر شد و به جدایی سارتر و کامو انجامید. کاترین کامو، دختر او، دربارهٔ آن سال‌ها می‌گوید:

در سال ۱۹۵۱ که پدرم کتاب انسان طاغی را منتشر کرد، ژان پل سارتر در مجلهٔ «روزگار نو» به او حمله‌های تندی کرد. در آن سال‌ها کسی جرئت نمی‌کرد علیه اتحاد شوروی سخنی بگوید، جز پدرم، و به همین علت زیر فشار بود. روزی در خانه او را دیدم که با چهره‌ای درهم سر در گریبان فرو برده‌است. از او پرسیدم: «بابا غمگینی؟» سربلند کرد، نگاهش را به نگاهم دوخت و گفت: «نه، تنهام!»
پس از آن کامو، افسرده و تنها اما راسخ شروع به ترجمهٔ نمایش‌نامه کرد.

نظرات فلسفی

هم نیچه و هم کامو جهان و بیدادگری موجود را نمی‌پذیرند؛ زیرا چنین وضعیتی نفی انسانیت می‌باشد. هر دو آنان معترض هستند و هر کدام به خاطر آدمی راه عصیان و شورش را برمی‌گزینند. (با وجود اتفاق نظرها بین کامو و نیچه، نمی‌توان در همه موارد کامو را فیلسوفی نیچه ای دانست) کامو و نیچه «عصیانگر» امیدی به انقلاب اجتماعی – سیاسی ندارند؛ زیرا از نظر آن‌ها فرد آگاه و آزادمرد نه تنها «زمانه» و حکومت را، بلکه کل آفرینش را زیر سؤال می‌برد. چند روز بعد از دریافت نوبل ادبیات، کامو در مصاحبه ای به خبرنگار گفت: «من تفکر مسیحی دارم، اما ذات من کافر است». در مقام متفکری مذهبی ذهن او درگیر سوالاتی از دست جایگاه انسان در جهان، معنای حیات بشر و دلایل حیات و اخلاقیات بود. از این رو حق داشت که اعلام کند دل مشغولیت مسیحی دارد. او نه به خدا باور داشت و نه اخلاقیات مسیحی را می‌پذیرفت، از این رو خود را ذاتاً کافر خواند. مردی که عاشق لذات محسوس دنیوی بود تا آمرزش ابدی در جهان آخرت.

کامو در افسانه سیزیف می‌نویسد: تنها یک مسئله واقعی فلسفی وجود دارد و آن خودکشی است. کامو در ادامه این مقاله اشاره می‌کند دیگر مباحث فلسفی چون ذهن چند مرحله دارد مسایل دست دوم و سوم حساب می‌شوند. او برای مشخص کردن این موضوع که آیا بعضی از مسایل فلسفی ضرورتی بیش از سایر دارند مطلبی می‌نویسد: “می‌بینیم که بسیاری از افراد می‌میرند زیرا که در ارزیابی خود ارزشی برای زیستن نیافته‌اند. دیگرانی را نیز می‌بینم که به شکلی متناقض در راه تفکر یا تصوراتی که به زندگی آنها علت می‌دهند کشته می‌شوند در نتیجه چیزی که علت زندگی نامیده می‌شود، دلیل خوبی هم برای مردن است.” کامو در کتاب طاعون به مسئله شر پرداخته‌است. او در این کتاب در بطن دو خطبه پانلو با این استدلال فلسفی که انسان به خاطر درک محدود خود قادر به فهم کل وجود و هستی جهان نیست و بنابراین نمی‌توان با مسئله شر وجود خدا را زیرسوال برد، مسئله شر را زیرسوال می‌برد. دو خطبه کشیش پانلو کلید حملات کامو به مذاهب سنتی و توجیهات فلسفی از شر بر اساس خرد استعلایی خداوند را تشکیل می‌دهد.

طاعون، ترجمهٔ علی صدوقی. تهران: خرد، ۱۳۴۰
طاعون، ترجمهٔ اقدس یغمایی. تهران: جامی، ۱۳۸۸
عادل‌ها، ترجمهٔ محمدعلی سپانلو. تهران: متین، ۱۳۴۱
عادل‌ها، ترجمهٔ خرم مهدوی. سوئد: ۱۹۸۷. تهران: بی‌نا، ۱۳۶۶
عصیانگر، ترجمهٔ مهستی بحرینی. تهران: نیلوفر، ۱۳۸۷
عیش، ترجمهٔ محمدتقی غیاثی. تهران: پیام، ۱۳۵۷
غریبه، ترجمهٔ رحمت مصطفوی. تهران: صفی علیشاه، بی‌تا
فلسفه پوچی (گزیده مقاله‌های کامو)، ترجمهٔ محمدتقی غیاثی. تهران: پیام، ۱۳۵۶
کالیگولا (نمایشنامه)، نمایش‌نامه در چهار پرده. ترجمهٔ خسرو جمشید. بی‌جا: کانون شهریار، ۱۳۲۹
کالیگولا، ترجمهٔ پری صابری. تهران: هنوز، نشر قطره، ۱۳۸۸. نیل، ۱۳۵۰
کالیگولا، ترجمهٔ شورانگیز فرخ. تهران: خانه کتاب، ۱۳۴۷. مروارید، ۱۳۵۷. فیروزه، ۱۳۷۵
کالیگولا، ترجمهٔ ابوالحسن نجفی. تهران: نیل، ۱۳۴۶ و ۱۳۵۰. فیروزه، ۱۳۷۵. کتاب زمان، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۸
مرگ خوش، ترجمهٔ علیرضا طاهری. تهران: آسیا، ۱۳۶۳
مرگ خوش، ترجمهٔ احسان لامع. تهران: نگاه، ۱۳۸۷
میهمان، ترجمهٔ نرگس تنها. تهران: کوله‌پشتی، ۱۳۸۸
میهمان، ترجمه مجید کریمی کتاب شهرفرنگ (مجموعه پنجاه داستان کوتاه) انتشارات ساکو، ۱۳۹۵
میهمان و چند داستان دیگر، ترجمهٔ شهرزاد بیات موحد. کرج: نشر نادی، ۱۳۷۹
نه قربانیان، نه جلادان، هوشمند دهقان، رازگو
نوادگان خورشید، کاوه سیدحسینی، روزنه
وقایع‌نگاری‌های الجزایر، ترجمهٔ هانیه رجبی. تهران: نشر چشمه، ۱۳۹۸
هویت جمعی، جلال ستاری، مرکز
یادداشت‌ها، ترجمهٔ خشایار دیهیمی. تهران: تجربه، دفتر ویراسته
یک مورد جالب، صادق سروعلیشاهی، افراز