رفتن به محتوا

رمان طعم گس خرمالو

رمان طعم گس خرمالو

کتاب طعم گس خرمالو، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی زویا پیرزاد است که اولین بار در سال ۱۳۷۶ به چاپ رسید. پیرزاد در این مجموعه داستان جذاب، با سبک نوشتار دلنشین خود ما را به جهان قصه های خود می برد و با شخصیت هایش، لحظه ای از زندگی آن ها، خاطرات این افراد و تفکراتشان آشنا می کند. این بانوی نویسنده در این کتاب که از پنج داستان تشکیل شده، نگاهی تحلیلی و دقیق به روابط میان انسان ها، به خصوص رابطه ی میان زن ها و شوهرها، دارد و با پرداختی سرگرم کننده، معایب و اشکالات موجود در چنین روابطی را به تصویر می کشد. نثر زویا پیرزاد، همانند برترین آثار او، همچنان در عین سادگی، فوق العاده تأثیرگذار و احساس برانگیز است و قدرت مثال زدنی این نویسنده را در کاوش و به تصویر کشیدن ذهن کاراکترهایش نشان می دهد.

این مجموعه‌ داستان درباره‌ی زندگی روزمره‌ی زنانی‌ست که در بافتِ جامعه و فرهنگ ایرانی زندگی می‌کنند و هرکدام دغدغه‌های مخصوص‌ به خود را دارند. لحن روان و بی‌تکلف نویسنده، این اثر را بیش از پیش شنیدنی می‌کند. گفتنی‌ست این کتاب برنده‌ی جایزه‌ی بیست سال ادبیات داستانی بوده و تاکنون به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است.

فضاسازی داستان‌های کتاب طعم گس خرمالو، گرم و صمیمی است و به مخاطب حس آشنای زندگی در جامعه‌ی ایرانی را منتقل می‌کند. پرداختِ پرجزئیات و تصویرسازی بی‌نظیر نویسنده، تجربه‌ی شنیدن هر داستان را شبیه به تماشای یک فیلم کرده است.

رمان طعم گس خرمالو نوشته زویا پیرزاد

روابط زن و مرد و چالش‌های آن، موضوعی است که در خلال داستان‌ها به آن پرداخته می‌شود. کتاب، پیچیدگی‌های ساختن یک رابطه‌ی سالم را از زاویه‌ی دید یک زن نشان می‌دهد.

زویا پیرزاد در بیشتر داستان‌های مجموعه طعم گس خرمالو ، با سبکی ساده و خوشخوان و طنزی پنهان، زنانی را تصویر می‌کند که زندگی‌شان از پسِ عشق‌هایی که یا نخست آسان نموده‌اند و یا از همان آغاز پایشان می‌لنگیده، دستخوش بحران شده است. نگاه سینمایی و تخیل تصویری از ویژگی‌های سبکی پیرزاد در این مجموعه است. او گاه از لحظه‌های عادی و رابطه انسان با اشیاء پیرامونش استعاره‌هایی می‌سازد برای ملموس‌تر کردن موقعیت و انتقال حس‌ها و تنش‌های درونی‌ شخصیت‌های داستان. نمونه بارز این ویژگی سبکی را در داستان «لکه‌ها» از این مجموعه می‌بینیم، که در آن لکه‌هایی که بر لباس‌ها و … می‌نشینند و وسواس شخصیت اصلی داستان برای لکه‌زدایی و لکه‌گیری نمودی استعاری است از رابطه‌ای لکه‌دار که ذهن و روانِ شخصیت داستان را نیز لکه‌دار کرده است؛ رابطه‌ای که از همان آغاز هم پایش می‌لنگیده و فقط قیود اجتماعی و فرهنگی این رابطه را به زور به جانب ازدواج سوق داده است و پیرزاد این‌ها همه را به شیوه‌ای موجز و سینمایی روایت می‌کند.

زویا پیرزاد نویسنده رمان طعم گس خرمالو

قسمت هایی از کتاب طعم گس خرمالو:

* رویا فنجان چای را دوانگشتی برداشت. «نفهمیدی کی بود؟» لیلا ریزه های دستمال کاغذی را روی میز گذاشت. «چرا تو هم می شناسیش.» بالا تنه ی رویا پرید جلو. «کی؟» آرنجش خورد به فنجان چای و فنجان افتاد روی شیشه ی لاک و لاک دمر شد. چای و لاک ناخن ریخت روی لباس خانه اش. داد زد «واااای!»

زویا پیرزاد نویسنده رمان طعم گس خرمالو

* اولین کارش کندن کفش هایش بود. کف پاهاش زق زق می کرد. از هشت صبح تا الان که دو و نیم بعد از ظهر بود، به چهار ا بنگاه معاملات ملکی سر زده بود و شش تا آپارتمان دیده بود. خواست خم شود کفش ها را بگذارد توی جاکفشی دم در ولی نا نداشت. فکر کرد «ول کن، فوقش وقتی آمد غر می زنه چرا کفش هاتو انداختی تو راهرو.

* انگشت های پاهاش را خم و راست کرد و فکر کرد «حالا چرا گریه نمی کنم؟» یاد خاله پری افتاد که در مجلس ختم جناب سرهنگ، زبان می گرفت و یک جمله در میان می گفت «دیگه اشکی برام نمونده…» غریبه ها که رفتند و ماندند خودمانی ها، خاله پری گفت «سی سال تموم شب و روز اشکمو درآورد، بسه دیگه.